ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 |
خدایا چه لذت و حس قشنگی داره
وقتی که چند روزی رو بدون دغدغه ی فکری بدون گرفتاری ها
بدون غرق شدن در مال دنیا
یه جایی دنج
یه گوشه ای
تو باشی و من
من باشم و تو با همدیگه تنها باشیم برای هم باشیم
تا الان چنین حس قشنگ و لذت رو درک نکردم
قسمتم نشده یا هر بهونه دیگه نمیدونم
ولی خوش به حال همه اون معتکفایی که دلشونو میسپارن به خودت
چند روزی خوشی و ناخوشی کار و گرفتاری هاشون رو بی خیال شدن
فقط به خاطر تو
من دلمو به چی خوش کنم خداجونم
خدایا از گناهای من و درد دلهام فقط تو خبر داری
صدام بزن
شاید این دفعه گوشم بشنوه
خواهش میکنم صدام بزن
دستمو بگیر و تنهام نذار از این همه تنهایی میترسم
{گل}
سلاااااااااااااام علیکم شطوری ؟یوقت بروز نشیا با این وبلاگ مسخرت اه اه اه
هه هه هه هاهاها هوهوهوهوهی هی هی هی بی زحمت بروزشو تا رغبت کنم سرت بزنم
سلام خانم بی رغبت غر غرو
والله این بلاگ اسکای بعضی وقتا به سرش میزنه میخاد تغییرات ایجاد کنه مثلا
یه چتد روزی ما رو میذاره سرکار
اینه که من بلاخره تونستم بعد چند روزی بیام
و این وبلاگم از تنهایی و کپک زدگی در بیارم
هه هه هه هاهاها هوهوهوهو هی هی هی هی
عجب خنده سختی داری تو بشر
سه گل روییده اندر باغ احساس
گل سوسن گل لاله گل یاس
گل اول که ماه عالمین است
عزیز فاطمه نامش حسین است
گل دوم نگر غرق است در فضل
امیر مرتضی نامش ابا الفضل
گل سوم گل میعاد باشد
امام چهارمین سجاد باش
سلام بر شما دوست عزیز
با عرض تبریک به مناسبت اعیاد شعبانیه یاداوری میکنم امشب دهمین یاسین رو در شب میلاد با برکت امام سجاد علیه السلام قرائت میکنیم
شاد و سالم باشین
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
یاعلی
[گل][گل][گل]
ختم جمعی قرآن کریم به مناسبت فرا رسیدن ماه پر خیر و برکت شعبان
و میلاد منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج)
به نیت سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت ولی عصر (عج) و برای شفای
همه ی بیماران.
دوستانی که تمایل دارند در این طرح شرکت کنند و در ثواب معنوی
آن سهیم باشند به وبلاگ شهید حسن طاهری مراجعه نموده و جزء انتخابی
خود را مشخص نمایند.
ضمننا زمان اتمام ختم قرآن پایان ماه شعبان می باشد.
اجرتان با امام زمان علیه السلام
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
تنهایی هاتون پر از خلوت خدا.
http://tasisat-fani.blogfa.com/
اجرای تاسیسات و لوله کشی ساختمان
عالی بود
سلام نرجس جان
عیدت مبارک
امیدوارم دفعه دیگه اومدی
آدرس دقیق تری بذاری
بیام بهت سر بزنم شرمندت نشم
آخه نتونستم وارد وبلاگت بشم
کـ ــاش اون لحظــ ــه ای کــه
یکــ ــــــــی ازتـــــــ میپرســــه حالـتـــــــ چطوره
و تــ ــــــــــــو میگـــــــــــــــے خوبم
کســـــــےباشـــــــه که محکم بغلت کنه
و بگــــــــــــــه میدونم خوب نیستــے
دستش را که بالا بردی ، دلم ریخت.
۸ سال مثل باد از جلو چشمانم گذشت.
یادش بخیر چه شور و شوقی داشتیم.
همه مسخره مان می کردند.
متلک بارمان می کردند که : نصفه شبی تبلیغات می چسبانید که چی؟
معلوم است رای نمی آورد!
قد و قواره اش به این حرف ها نمی خورد…
خودتان را خسته نکنید!
اما ما خسته نبودیم.اصلا ما خسته نمی شدیم.
تو حرف آقایمان را می زدی ، دلمان خوش بود عزیزمان بعد از مدت ها نفس راحتی می کشد و لبخندی می زند.
چطور خسته می شدیم در حالیکه لحظه به لحظه لبخندش از ذهنمان می گذشت.
گذشت …
دستش را که بلند کردی رفتم به دورانی که نگرانت بودیم.
به دورانی که کارمان شده بود نگاه کردن به محاسنت که چطور سفید می شوند و متوجه نیستی!
رفتم به دورانی که بوی رجایی در شهر پیچیده بود.
مردم میگفتند "خدا خیرش دهد ، دلمان را شاد کرد.خیلی شبیه رجایی ست!”
کارمان شده بود دفاع کردن از تو.دیگر بلبل زبان شده بودیم.
برایمان فرقی نداشت اتوبوس و مترو و تاکسی.
کسی از تو بد میگفت ، جوش می آوردیم و بی توجه به حرف هایش فقط از خوبی هایت آسمان ریسمان بهم می بافتیم.
به خدا ، نترس شده بودیم! مثل تو …
احساس می کردیم هر کلمه ای که از تو دفاع می کنیم ، داریم از آقایمان دفاع میکنیم.
دلمان خنک بود که فدایی آقا هستی ، تا اینکه سر و کله ی آن وصله ی ناجور پیدا شد و دمق مان کرد.
دیگر حس و حال بحث کردن نداشتیم مثل قبل.
دیگر حسی نمی ماند وقتی راه و بی راه کنارت می ایستاد و می دیدیمش.
و باز هم گذشت …
دستش را که بلند کردی ، دنیا روی سرم خراب شد و رفتم به آن روزی که مولایمان میگفت نظرت به نظرش نزدیک تر است.
چه فریادهایی که که از شوق به تکبیر بدل می شدند و چه اشک هایی که از شادمانی روی گونه ها می ریخت.
چه روزهای شیرینی بود.
اما حیف که زود گذشت …
دستش را که بالا بردی ، دلم شکست.
دلم شکست و دیگر امیدم ، نا امید شد.
همیشه با خودم میگفتم یک روز می شود دوباره برمیگردی.
دستش را رها میکنی و دوباره دست در دستانمان می دهی و با غرور "توانستن” را صرف می کنیم.
امیدوار بودم تا اینکه تا دستش را بالا بردی …
دستش را بالا بردی و کارم تمام شد و …
اشک در چشمانم حلقه زد!
ان شالله همیشه خدا هواتو داشته باشه
سلام
خوبین انشالله
فردا شب یاسین یادتون نره
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
یاعلی[گل]